X
تبلیغات
رایتل
دوستش داشتم
بچگانه

می بینی عزیز؟
می بینی؟
حتی آسمان هم نتوانست بغض اندوهش را نگه دارد
چه ساده خیال کرده بودم
من ابله به گمانم داشت برف می بارید!
چه کودکانه دروغ ناشیانه اش را باور کرده بودم
زمینی که می گفت
من را برف سپیدپوش کرده است
و خودم را که می گفت
این چه اندوهی است
که سیاهپوش کرده است مرا
و اینان را
که سپید و سیاه روزگار را به تماشا نشسته اند:

نه انگار که پارسالی بود...
که بر مرثیه برف می گریستند
نه انگار که پیارسالی
گل برف بود که دستمایه بچگانه-بازیهایشان بود...

و هنوز هم می اندیشم
چه ساده خیال کرده بودم
من ابله به گمانم داشت برف می بارید!

|| نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:10 ق.ظ توسط رضا(یه پسر شیطون) | 8 نظر